پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد

زحمتی گر بود کردم بر تو آسان خیر باد

خیر بادی کوی یاران را که در روز وداع

رسم می‌باشد که می‌گویند یاران خیر باد

وه که می‌باید به ناکام از تو دل برداشتن

ورنه با جانان کجا هرگز کند جان خیر باد

دست هجران توام بس داغ‌ها بر جان نهاد

من نخواهم برد جان از دست هجران خیر باد

در بهار وصل بودیم و خزان هجر یار

کرد دورم از تو ای سرو خرامان! خیر باد

من چو سایه رو به دیوار عدم آورده‌ام

تو بمان جاوید ای خورشید تابان! خیر باد

می‌گذارد جان نسیمی یادگار و می‌رود

با دل پرخون و چشم اشکباران خیر باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد
  2. شمارهٔ ۷۴ - استقبال از حافظتا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد
  3. شمارهٔ ۷۵کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
  4. شمارهٔ ۷۶دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
  5. شمارهٔ ۷۷ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد
  6. شمارهٔ ۷۸دلی دارم که در وی غم نگنجد
  7. شمارهٔ ۷۹گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد
  8. شمارهٔ ۸۰شمع رویت صفت نور تجلی دارد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.