پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

دلی دارم که در وی غم نگنجد

چه جای غم؟ که شادی هم نگنجد

میان ما و یار همدم ما

اگر همدم نباشد دم نگنجد

دلی کو فارغ است از سور و ماتم

در او هم سور و هم ماتم نگنجد

جز انگشتی که عالم خاتم اوست

دگر چیزی در این خاتم نگنجد

زبان درکش نسیمی خود ز گفتار

مگو چیزی که در عالم نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰شمع رویت صفت نور تجلی دارد
  2. شمارهٔ ۸۱احوال درد ما بر درمان که می‌برد؟
  3. شمارهٔ ۸۲کیست آن سرو که بر راه گذر می‌گذرد
  4. شمارهٔ ۸۳دلدار ما به عهد محبت وفا نکرد
  5. شمارهٔ ۸۴در کوی خرابات مناجات توان کرد
  6. شمارهٔ ۸۵از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۸۶ - ستایش فضل‌الله نعیمیقاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
  8. شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظدل از عشق پری‌رویان دل من برنمی‌گیرد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.