پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

شمع رویت صفت نور تجلی دارد

بوی جان پرور زلفت دم عیسی دارد

بر در مکتب عشقت چو خرد روح امین

در کنار آمد و لوح الف و بی دارد

بر سر کوی تو آن دل که مقیم است چو خاک

صحن باغ ارم و جنت اعلی دارد

حال مجنون گرفتار چه داند عاقل

مگر آن کز همه عالم غم لیلی دارد

هست محجوب ز انوار جمالت زاهد

تاب خورشید کجا دیده اعمی دارد

هر که را نام گدایی ز درت حاصل شد

خاتم و جام جم و ملکت کسری دارد

چشم من روی تو را دید و خیال تو گرفت

پشت بر نقش صنم خامه مانی دارد

تا جهان هست ندیده است و نبیند هرگز

صورتی همچو رخت کاین همه معنی دارد

مدعی بی خبر از عالم معنی است از آن

در سر از حجت خشک این همه دعوی دارد

باطنم زان همه پرنور اناالله شده است

که درخت دل ما آتش موسی دارد

طرفه این است که حسنت زورع مستغنی است

متقی تکیه بر آن کرده که تقوی دارد

ای نسیمی به وصال رخ جانان نرسد

آن که در سر طلب دنیی و عقبی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲کیست آن سرو که بر راه گذر می‌گذرد
  2. شمارهٔ ۸۳دلدار ما به عهد محبت وفا نکرد
  3. شمارهٔ ۸۴در کوی خرابات مناجات توان کرد
  4. شمارهٔ ۸۵از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
  5. شمارهٔ ۸۶ - ستایش فضل‌الله نعیمیقاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
  6. شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظدل از عشق پری‌رویان دل من برنمی‌گیرد
  7. شمارهٔ ۸۸گر سعادت نظری بر من زار اندازد
  8. شمارهٔ ۸۹دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.