پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

گر سعادت نظری بر من زار اندازد

بر سرم سایه سرو قد یار اندازد

دور از آن یار و دیارم نظر سعد کجاست

تا مرا باز بدان یار و دیار اندازد

آن که شد مست غرور از می پندار امروز

منتظر باش که فرداش خمار اندازد

سببی ساز خدایا که طبیبم نظری

بر دل خسته بی صبر و قرار اندازد

من که باشم که شوم کشته به تیغش مگر او

از کرم سایه بر این صید نزار اندازد

پیش ابروی کماندار تو میرم که مدام

تیر مژگان همه بر عاشق زار اندازد

گر برد بوی سر زلف ترا باد به چین

خون دل در جگر مشک تتار اندازد

گر کند چشم تو بر گوشه نشینان نظری

مستی و عربده در صومعه دار اندازد

چون شد از دولت وصل تو نسیمی منصور

وقت آن است که سر در سر دار اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
  2. شمارهٔ ۹۱بر دلم هردم جفای بی‌وفایی می‌رسد
  3. شمارهٔ ۹۲ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد
  4. شمارهٔ ۹۳اگر گویم که مهر و مه، ز رخسارت حیا باشد
  5. شمارهٔ ۹۴مست شراب عشقش بی باده مست باشد
  6. شمارهٔ ۹۵شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد
  7. شمارهٔ ۹۶مأوای غمت جز دل پردرد نباشد
  8. شمارهٔ ۹۷خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.