پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

بر دلم هردم جفای بی‌وفایی می‌رسد

وه که بر جان من از هر سو بلایی می‌رسد

روزگاری شد که در وادی حیرت مانده‌ام

نه رهی پیدا شد و نه رهنمایی می‌رسد

قصد جان دارد فراق و وعده دیدار او

درد، راحت گشت ما را تا دوایی می‌رسد

از هوای خاک کوی توست در اشک ما

عاقبت از پاکی گوهر به جایی می‌رسد

غنچه دل از نسیم کوی او خواهد شکفت

ای نسیمی! غم مخور مشکل‌گشایی می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳اگر گویم که مهر و مه، ز رخسارت حیا باشد
  2. شمارهٔ ۹۴مست شراب عشقش بی باده مست باشد
  3. شمارهٔ ۹۵شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد
  4. شمارهٔ ۹۶مأوای غمت جز دل پردرد نباشد
  5. شمارهٔ ۹۷خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد
  6. شمارهٔ ۹۸در سر غم تو دارم دستار و سر چه باشد
  7. شمارهٔ ۹۹چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد
  8. شمارهٔ ۱۰۰ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.