پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد

تمنای محال است این که خوبان را وفا باشد

به شوخی دل ز ما بردی و روی از ما نهان کردی

نباشد عیب، پرسیدن: ترا خانه کجا باشد

جهانی با خیالت عشق می‌بازند اگر روزی

براندازی نقاب از روی الله تا چه‌ها باشد

دلم گم گشت در پیچ سر زلف پریشانت

نشانی ده که تا یابیم که این اقبال ما باشد

که یارد در سر زلف پریشان تو پیچیدن

اگر باشد چنین گستاخی از باد صبا باشد

فریب غمزه شوخت مرا سرمست می‌سازد

کس اندر دور چشم مست تو چون پارسا باشد

من آن خاک هوا دارم، فتاده بر سر کویت

که در هر ذره خاکم نهان مهر شما باشد

ز روی و موی مه‌رویان نگه دارد نظر زاهد

صوابی اندر او بیند که او عین خطا باشد

من آن خاک رهم اندر هوایش باد اگر روزی

غبارم از سر کویش برد چشم از قفا باشد

همه ذرات عالم را هوادار تو می‌بینم

سر مویی نمی‌یابم که از ذکرت جدا باشد

چه پرهیزی ز روی آن صنم زاهد؟ نمی‌دانم

که پرهیز از چنین شکل و شمایل کی روا باشد

نسیمی را چو از هستی حجابی نیست در عشقت

معاذالله حجابی در میان ما کجا باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴مست شراب عشقش بی باده مست باشد
  2. شمارهٔ ۹۵شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد
  3. شمارهٔ ۹۶مأوای غمت جز دل پردرد نباشد
  4. شمارهٔ ۹۷خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد
  5. شمارهٔ ۹۸در سر غم تو دارم دستار و سر چه باشد
  6. شمارهٔ ۹۹چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد
  7. شمارهٔ ۱۰۰ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد
  8. شمارهٔ ۱۰۱ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.