پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد

ور جور کنی هست روا دور نباشد

عیبت نتوان کرد که هستی ز وفا دور

خوبی که نباشد ز وفا دور، نباشد

چشمت به جفا خون دلم می خورد اما

این مردمی از ترک خطا دور نباشد

ای کرده فراموش وفا، از تو به یادی

گر شاد کنی خاطر ما، دور نباشد

گفتی جگرت خون کنم و جان به لب آرم

این مرحمت از لطف شما دور نباشد

بر جان من از عشق تو هر لحظه بلایی است

آری دل عاشق ز بلا دور نباشد

خوش می کند امید وصال تو دلم را

این دولتم از لطف خدا دور نباشد

زاهد به جنان وصل تو گر داد عجب نیست

کم همتی از طبع گدا دور نباشد

دارد سخن چند دلم با سر زلفت

گر لطف کند باد صبا دور نباشد

بر جان نسیمی ز تو هر لحظه صفایی است

آیینه معنی ز صفا دور نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد
  2. شمارهٔ ۱۰۰ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد
  3. شمارهٔ ۱۰۱ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد
  4. شمارهٔ ۱۰۲مهر رخسار تو داغ عشق بر دل می‌کشد
  5. شمارهٔ ۱۰۳سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد
  6. شمارهٔ ۱۰۴آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
  7. شمارهٔ ۱۰۵روح القدس از کوی خرابات برآمد
  8. شمارهٔ ۱۰۶تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.