پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد

وان زهره سعادت در چنگ ما درآمد

آیینه کرد ما را، در ما شد آشکارا

آن گوهری کز اشیا چون چرخ بر سر آمد

عید است و عید قربان، رو در حرم کن ای جان

کز سوی عرش رحمان الله اکبر آمد

ای مطرب خدایی! بی گفت وگو چرایی

بنواز عود و نی را، کان سرو در برآمد

ای مفلسان عاشق، گنج خفی عیان شد

وی تشنگان خاکی آن آب کوثر آمد

دامن ز بی نیازی بر هر دو عالم افشان

کان شاه کشور دل با گنج و گوهر آمد

برکن ز دام تن دل، ای جان که صید ما شد

مرغی که جبرئیلش در سایه پر آمد

هست آبدار لفظم، چون ذوالفقار حیدر

زانروی بر منافق شمشیر و خنجر آمد

تا بوی زلف یارم افتاد در خراسان

باد سحر ز مشرق با مشک و عنبر آمد

ای وحشی از بیابان بازآ به خانه جان

کان مه لباس انسان پوشید و در برآمد

ای دین و دلبر از رخ بردار پرده کز غم

چندین هزار زاهد از دین و دل برآمد

شد سینه نسیمی لوح کتاب یزدان

چون حرف و نقطه زانرو بر وجه دفتر آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
  2. شمارهٔ ۱۰۷بهار آمد بهار آمد بهارِ سبزپوش آمد
  3. شمارهٔ ۱۰۸گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد
  4. شمارهٔ ۱۰۹چنین که چهره خوب تو دلبری داند
  5. شمارهٔ ۱۱۰دل زار از تو بیزاری تواند کرد، نتواند
  6. شمارهٔ ۱۱۱عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند
  7. شمارهٔ ۱۱۲تقلید روان از ره توحید بعیدند
  8. شمارهٔ ۱۱۳آنان که به تقلید مجرد گرویدند
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.