پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

چنین که چهره خوب تو دلبری داند

نه حسن حور و نه رخساره پری داند

به خاک پای تو کآب حیات ممکن نیست

که همچو لعل لبت روحپروری داند

ستمگری نه پریچهره مرا کارست

که هرکه هست پریرو ستمگری داند

نشان آینه جم ز جام لعلش پرس

که جم، حقیقت جام سکندری داند

چگونه سرکشد از عشق و ترک جان نکند

مجردی که چو عیسی قلندری داند

سری که هست ز دولت بر آستانه دوست

گر التفات نمایند سروری داند

مرا به نور تجلی رخ تو شد هادی

چو مرشدی که به تحقیق رهبری داند

دلی که چهره به اکسیر مهر چون زر کرد

عجب نباشد اگر کیمیاگری داند

شراب لعل ترا جان من شناسد قدر

چنانکه قیمت یاقوت جوهری داند

به سحر و عربده هاروت اگرچه مشهور است

کجا چو مردم چشم تو ساحری داند

مقصر است نسیمی ز شرح غمزه دوست

اگرچه در صفتش سحر سامری داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند
  2. شمارهٔ ۱۱۲تقلید روان از ره توحید بعیدند
  3. شمارهٔ ۱۱۳آنان که به تقلید مجرد گرویدند
  4. شمارهٔ ۱۱۴عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند
  5. شمارهٔ ۱۱۵کیست که از ره کرم حاجت ما روا کند
  6. شمارهٔ ۱۱۶تشبیه رویت آن که به گل یاسمن کند
  7. شمارهٔ ۱۱۷دل فغان از جورت ای جان حاش لله چون کند؟
  8. شمارهٔ ۱۱۸یار ما صاحب حسن است جفا چون نکند
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.