پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

کیست که از ره کرم حاجت ما روا کند

واقف حال ما شود، چاره کار ما کند

آن که دو عالم از پی اش غرقه بحر حیرتند

جان به لب رسیده را با غمش آشنا کند

سر به وفا نهاده ام پیش سگان درگهش

می کشم این جفا به سر، عمرم اگر وفا کند

نیستم آن که چون قلم سرکشم از خطت دمی

بند ز بند من اگر تیغ اجل جدا کند

رهبر ما شود یقین خضر به آب زندگی

گر نظری به مردمی چشم تو سوی ما کند

گفتمش از ازل خدا مهر تو با گلم سرشت

گفت ندانی این قدر، هرچه کند خدا کند

در شب هجر چون برد خسته نسیمی ره به تو

شمع هدایتی مگر لطف تو رهنما کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷دل فغان از جورت ای جان حاش لله چون کند؟
  2. شمارهٔ ۱۱۸یار ما صاحب حسن است جفا چون نکند
  3. شمارهٔ ۱۱۹چشمی که جز مطالعه روی او کند
  4. شمارهٔ ۱۲۰ماه بدر از روی خورشیدم حکایت می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۲۱عقل را سودای گیسوی تو مجنون می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۲۲صاحب نظران قیمت سودای تو دانند
  7. شمارهٔ ۱۲۳عارفان روی تو را نور یقین می‌خوانند
  8. شمارهٔ ۱۲۴آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.