پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند

جانها به جای جامه به بویش قبا کنند

آنان که یافتند اثر کیمیای «فضل »

مس را به التفات نظر کیمیا کنند

ای خسته ای که بی خبر از درد دوستی

بی درد، فکر کن که تو را چون دوا کنند

بگذر ز کبر و رو به درش کن که بی ریا

مردان راه، رو به در کبریا کنند

ای در هوای مهر تو هر ذره جوهری

کز جسم پاکش آینه جم نما کنند

ارزان بود به جان عزیز تو یک نفس

وصل تو را به هر دو جهان گر بها کنند

روی تو را به چشم حقیقت ندیده اند

آنان که نفی دیدن حسن خدا کنند

چشمی که لوح چهره نشوید ز نقش غیر

کی با خیال روی تواش آشنا کنند

خاک در تو گوهر کحل بصیرت است

روحانیان از این شرفش توتیا کنند

خون در میان چشم و دل ما فتاده است

کو مجمعی که پرسش این ماجرا کنند؟

جان پرورند هر نفس از بوی روح بخش

در مجلسی که شعر نسیمی ادا کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶سر چه باشد که نثار قدم یار کنند
  2. شمارهٔ ۱۲۷دردمندان تو اندیشه درمان نکنند
  3. شمارهٔ ۱۲۸صور دمم تا همه بی جان شوند
  4. شمارهٔ ۱۲۹حق بین نظری باید تا روی مرا بیند
  5. شمارهٔ ۱۳۰قمر از روی تو دارد خبری، می‌گویند
  6. شمارهٔ ۱۳۱قبله عشاق عارف صورت رحمان بود
  7. شمارهٔ ۱۳۲آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود
  8. شمارهٔ ۱۳۳بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.