پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

قمر از روی تو دارد خبری، می‌گویند

هست خود، روی نکو چون قمری، می‌گویند

قصد زلف سیهت کار هواداران است

که به هریک سر مو، ترک سری می‌گویند

سورهٔ کوثر و نور است لب و رخسارت

گرچه این را گل و آن را شکری می‌گویند

عزت و سلطنت و قدر و شرف بس که مرا

بر سر کوی توام خاک دری می‌گویند

شیوهٔ چشم سیاه تو چه داند هرکس

راز این نکته ز صاحب‌نظری می‌گویند

(لب و دندان تو روح است و سخن‌های تو دُر

دیگران گرچه عقیق و گهری می‌گویند)

ذکر تسبیح رخ و زلف تو در خلوت دل

عاشقانت همه شام و سحری می‌گویند

کعبهٔ وصل چو دور است و سلامت منزل

قطع این راه به خوف و خطری می‌گویند

زعفران است رخ و گوهر اشکم یاقوت

گرچه این را دگران سیم و زری می‌گویند

در دل یار نکرد آه نسیمی اثری

گرچه هست آه سحر را اثری می‌گویند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود
  2. شمارهٔ ۱۳۳بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
  3. شمارهٔ ۱۳۴نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود
  4. شمارهٔ ۱۳۵آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
  5. شمارهٔ ۱۳۶گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
  6. شمارهٔ ۱۳۷شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
  7. شمارهٔ ۱۳۸به جان وصل تو می‌خواهم ولیکن برنمی‌آید
  8. شمارهٔ ۱۳۹مقام عشق مهرویان دل پردرد می‌باید
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.