پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید

باشد سر زوالش خورشید اگر برآید

باد صبا چو زلفش برهم زند ز سودا

دور از رخ چو ماهش دودم ز سر برآید

جان بردن از فراقش نتوان به هیچ رویی

زین شام تیره یک شب صبحم اگر برآید

کام دل از تو مشکل گفتم برآید اما

گر باشدت به رحمت با ما نظر برآید

هردم خیال یارم چون بگذرد به خاطر

فریاد در دل افتد آه از جگر برآید

در عشق ماهرویان، عاشق عجب نباشد

از نام و ننگ و تقوی وز خواب و خور برآید

هرکس به جست و جویی در بحر آرزویت

تا خود که را به طالع روزی گهر برآید

هیهات اگر چو رویت تا انقراض عالم

بر چرخ آفرینش ماه دگر برآید

ناصح چرا ز عشقش، گوید، حذر نکردی

کس با قضا، بگو، چون ای بی بصر! برآید

روزی که قامتش را گیرم به بر ولیکن

باشد خلاف عادت گر سرو در برآید

بر دار عشق جانان چون بررود نسیمی

آوازه اناالحق از خشک و تر برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸به جان وصل تو می‌خواهم ولیکن برنمی‌آید
  2. شمارهٔ ۱۳۹مقام عشق مهرویان دل پردرد می‌باید
  3. شمارهٔ ۱۴۰مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمی‌باید
  4. شمارهٔ ۱۴۱بیا که بی‌تو مرا این جهان نمی‌باید
  5. شمارهٔ ۱۴۲آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید
  6. شمارهٔ ۱۴۳کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
  7. شمارهٔ ۱۴۴جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
  8. شمارهٔ ۱۴۵ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشید
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.