پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید

محروم شد زجنت و حور و لقا ندید

بینا به نور معرفت حق کجا شود

آن دیده ای که در همه اشیا تو را ندید

سودای زلفت آن که خطا گفت روسیاه

فکرش خطا چو بود به غیر از خطا ندید

عشق تو در دیار وجودم بسی بگشت

خالی ز مهر روی تو یک ذره جا ندید

زاهد چو ذکر زلف تو کردم بتاب رفت

بی حاصل این دقیقه باریک را ندید

خفاش تاب دیدن خورشید چون نداشت

عیبش مکن که مهر درخشان چرا ندید

ای شمع از آب دیده مزن دم که دیده ام

زین گونه شب نرفت که صد ماجرا ندید

ای دل! جفا نه عادت خوبان بود ولی

بنمای عاشقی که ز دلبر جفا ندید

یارب ز راه لطف نسیمی به ما فرست

زان گلشنی که غنچه وصلش صبا ندید

ای صوفی از مشاهده دل سخن مگوی

کانوار غیب باطن هر بی صفا ندید

داغی که دید بر دل ما؟ کز جفای دوست

جان نسیمی آن نکشیده است یا ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
  2. شمارهٔ ۱۴۵ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشید
  3. شمارهٔ ۱۴۶شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
  4. شمارهٔ ۱۴۷روشن است این و راست می‌گوید
  5. شمارهٔ ۱۴۸کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
  6. شمارهٔ ۱۴۹مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
  7. شمارهٔ ۱۵۰در خرابات عشق وقت سحر
  8. شمارهٔ ۱۵۱دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.