پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟

گر محرمی نباشد جان غصه با که گوید؟

جان با خیال لعلش گوید غم دل، آری

با غنچه حال بلبل غیر از صبا که گوید؟

غلتان اگر نه هردم اشکم رود به کویش

سرو روان ما را از ما دعا که گوید؟

زاهد ز روی نیکو گوید نظر بپوشان

در دین حق پرستان این را روا که گوید؟

گر منکری ز خامی گوید مباش عاشق

مشنو حدیث او را بگذار تا که گوید

جان با هوای مهرش آمد به لب ندانم

با آفتاب هبلی(؟) حال هبا که گوید؟

آن را که نیست ای جان، روی تو قبله دل

چون اهل وحدت او را رو با خدا که گوید؟

وصل تو گرچه بیش است از حد ما ولیکن

در عالم هویت شاه و گدا که گوید؟

زلف و رخت نگارا، صد شرح داد اما

تفسیر این، کماهی، ای دلربا که گوید؟

آن کو به نور مهرش روشن نکرد دیده

او را چو صبح صادق صاحب صفا که گوید؟

چون دیده نسیمی روی تو دیده باشد

با سالکان عشقت شرح قفا که گوید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
  2. شمارهٔ ۱۴۹مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
  3. شمارهٔ ۱۵۰در خرابات عشق وقت سحر
  4. شمارهٔ ۱۵۱دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
  5. شمارهٔ ۱۵۲ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
  6. شمارهٔ ۱۵۳ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
  7. شمارهٔ ۱۵۴رق منشور است انسان، رق نگر
  8. شمارهٔ ۱۵۵دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.