پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار

ساقیا این مست را پیمانه دردی بیار

گر کشد عشقت به پای دار، ای عاشق دمی

پای دار آنجا چو مردان کاین نماند پایدار

عارفی کو شد ز اسرار اناالحق باخبر

بر سر دار ملامت گو برو منصوروار

نیستم باک از رقیبانش چو می بینم به کام

کرده در گردن حمایل دست رنگین نگار

برقرار و عهد زلف یار مهرخ دل منه

زان که هرگز عهد خوبان نیست ای دل برقرار

غرقه دریای نورم تا بدیدم ذره ای

تاب خورشید رخ آن سرو قد گلعذار

جز حساب زلف و خالت نیستم کار دگر

پیش حق این است دستاویز در روز شمار

آن درختی کآتشش می گفت اناالله با کلیم

میوه اش روی تو است ای مه که آورده است بار

آن که در عشق تو شست از هردو عالم جان و دل

کی شود مشغول کاری؟ کی رود دستش به کار؟

مست و سودایی شود خلوت نشین گر بشنود

از نسیم صبح وصف حسن و بوی زلف یار

شد نسیمی زنده از فضل الهی جاودان

صوفی دل‌مرده را گو بیش از این ماتم مدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
  2. شمارهٔ ۱۵۲ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
  3. شمارهٔ ۱۵۳ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
  4. شمارهٔ ۱۵۴رق منشور است انسان، رق نگر
  5. شمارهٔ ۱۵۵دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
  6. شمارهٔ ۱۵۶اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
  7. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظتکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور
  8. شمارهٔ ۱۵۸ای ز آفتاب رویت روز جهان منور
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.