پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر

زلف تو از هر گره نافه گشایی دگر

چشم تو از هر طرف کرد جهانی سیه

زلف تو در هر سری کرده هوایی دگر

گرچه صفا می دهد صبح به عالم ولی

صبح جمال تو را هست صفایی دگر

گرچه قمر دم زند با رخت از روشنی

در رخ تو چون که هست نور و ضیایی دگر

گرچه همه رنج را فاتحه بخشد شفا

در لب جان پرورش هست شفایی دگر

ناله و غم همدمم، هست و جز این کی شود

عاشق غمدیده را برگ و نوایی دگر

از قد و بالای تو، هر نفس ای جان و دل

دل به غمت مبتلا جان به بلایی دگر

در سر عهد توسر گر برود گو برو

با تو به جان بسته ام عهد و وفایی دگر

خون بشود این دلم گر نرسد هر زمان

بر دل مجروح زار، از تو جفایی دگر

دم مزن از جام جم با رخ یارم که هست

آینه طلعتش چهره نمایی دگر

آل عبا در عبا هست فراوان، ولی

همچو نسیمی بیار آل عبایی دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
  2. شمارهٔ ۱۵۶اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
  3. شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظتکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور
  4. شمارهٔ ۱۵۸ای ز آفتاب رویت روز جهان منور
  5. شمارهٔ ۱۵۹بر سینه من ناوک مژگان زده‌ای باز
  6. شمارهٔ ۱۶۰بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز
  7. شمارهٔ ۱۶۱زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس
  8. شمارهٔ ۱۶۲ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.