پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز

صید شد مرغ ظفر، چون نکند بازی باز؟

سیر شد خاطرم از گوشه نشینی، دارم

همچو چشم خوش تو خانه براندازی باز

می دهد جان به هوای سر زلف تو نسیم

با من او را ز کجا شد سر انبازی باز

در سراپای تو، ای سرو روان می بینم

که همه حسن و همه لطف و همه نازی باز

کرده ای حاجب، ابروی کماندار ای مه

تا دل خلق به تیر مژه اندازی باز

دل سودازده بر آتش غم سوخت چو عود

ای طبیب دل من چاره چه می سازی باز؟

تو بدین قامت اگر در چمن آیی روزی

نزند سرو سهی لاف سرافرازی باز

جان بیمار نسیمی به جدایی تا کی

چون تن شمع بسوزانی و بگدازی باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس
  2. شمارهٔ ۱۶۳ای صورت جمالت بر لوح جان منقش
  3. شمارهٔ ۱۶۴باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش
  4. شمارهٔ ۱۶۵رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع
  5. شمارهٔ ۱۶۶می‌کشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف
  6. شمارهٔ ۱۶۷صراحی می‌زند هردم انالحق
  7. شمارهٔ ۱۶۸ای صبا هست رخ یار به غایت نازک
  8. شمارهٔ ۱۶۹ - ستایش فضل‌الله نعیمیتا شنیدم سخن فضل خدا در کپنک
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.