پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

ای صبا هست رخ یار به غایت نازک

لب فرو بند و نگه دار به غایت نازک

از من عاشق اگر زان که خیالت باشد

باز پرس از گل رخسار به غایت نازک

آنگه آهسته بگو حال دلم با چشمش

زان که باشد دل بیمار به غایت نازک

پیش چشم و لب او باش دهن‌بسته که هست

قامتش فتنه و رفتار به غایت نازک

(چون شوی مست مکن عربده با غمزهٔ او

که بُوَد غمزهٔ دلدار به غایت نازک)

(سجدهٔ شکر کن از من بر آن سرو که هست

قامتش فتنه و رخسار به غایت نازک)

(با لبش دم گر زند نفخه دم صدق گوی

که لبش هست به گفتار به غایت نازک)

با دهانش برسان از دل تنگم خبری

همچو آن تنگ شکربار به غایت نازک

چاره این دل پردرد ندانم چه کنم

پر شده بادهٔ اسرار به غایت نازک

بود نازک ز غمت جان نسیمی همه عمر

رحمتی کن که شد این بار به غایت نازک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰ - ستایش فضل‌الله نعیمیدولت وصل تو را یافته‌ام در کپنک
  2. شمارهٔ ۱۷۱ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ
  3. شمارهٔ ۱۷۲این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟
  4. شمارهٔ ۱۷۳در ضمیرم روز و شب نقش تو می‌بندد خیال
  5. شمارهٔ ۱۷۴خرامان میرود دلبر به بستان وقت گل گل گل
  6. شمارهٔ ۱۷۵ای ز رخسارت الی الرحمن ذوالعرش السبیل
  7. شمارهٔ ۱۷۶بر من جفا ز غمزه یار است والسلام
  8. شمارهٔ ۱۷۷لوح محفوظ است رویش زلف و خال و خط کلام
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.