پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ

روی تو کرده لاله و گل را خجل به رنگ

ز ابروی گوشه گیر به زه کرده ای کمان

بر جان عاشق از مژه کج کرده ای خدنگ

بخت منی و طالع من، چون کنی فرار

عمر منی و دولت من، کی کنی درنگ

با سرو گفته بود صبا ذکر قامتت

زان بر کنار جوی به یک پا بماند لنگ

سلطان حسن روی تو از زلف و خط و خال

لشکر کشیده است کجا میرود به جنگ؟

خورشید اگر چه با تو کند دعوی جمال

دور از رخ و جمال تو سر می زند به سنگ

تا بسته اند صورت رویت، نبست نقش

نقاش چرخ چون تو نگاری لطیف و شنگ

یارب چه صورتی که ز روی کمال هست

اندیشه در جمال تو حیران و عقل دنگ

خطت نهاد سلسله بر پای آفتاب

زلف تو بر میان قمر بسته پالهنگ

نام از کجا و ننگ من عاشق از کجا؟

عاشق کی التفات نماید به نام و ننگ؟

هر شب نسیمی از طرب عشق مهرخی

تا وقت صبحدم زده بر فرق زهره چنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳در ضمیرم روز و شب نقش تو می‌بندد خیال
  2. شمارهٔ ۱۷۴خرامان میرود دلبر به بستان وقت گل گل گل
  3. شمارهٔ ۱۷۵ای ز رخسارت الی الرحمن ذوالعرش السبیل
  4. شمارهٔ ۱۷۶بر من جفا ز غمزه یار است والسلام
  5. شمارهٔ ۱۷۷لوح محفوظ است رویش زلف و خال و خط کلام
  6. شمارهٔ ۱۷۸صورت رحمان من آن روی نکو دانسته‌ام
  7. شمارهٔ ۱۷۹من به توفیق خدا، ره به خدا یافته‌ام
  8. شمارهٔ ۱۸۰تا منور شد ز خورشید رخ او دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.