پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

صورت رحمان من آن روی نکو دانسته‌ام

چشمهٔ حیوان ز آب روی او دانسته‌ام

گرچه با من باد صبح آن بوی جان‌پرور نگفت

از کجا یا از که دارد من به بو دانسته‌ام

خاکروب کوی عشقم در حقیقت چون صبا

تا ز فرّاشِ طریقت رُفت و رو دانسته‌ام

دفتر طامات گو بر من مخوان زاهد که من

گرچه رندم حاصل این گفت و گو دانسته‌ام

شستم از جان دست و گشتم طالب وصلت به دل

سالک عشقم طریق جست و جو دانسته‌ام

قصهٔ واعظ مگویید ای عزیزان پیش من

زان که من افسونِ آن افسانه‌گو دانسته‌ام

گر ندانم زرق و سالوسی، مکن عیبم که من

رسمِ شاهدبازی و جام و سبو دانسته‌ام

جان ز گفتارم بیابی گر بگویم شمّه‌ای

آنچه از اخلاق آن پاکیزه‌خو دانسته‌ام

دل به زلف و غبغبش دادم که طفل عشق را

ناگزیر است از چنین چوگان و گو، دانسته‌ام

ای که می‌گویی که خواهی شد ز عشق او هلاک

نیستم نادان، من این معنی نکو دانسته‌ام

چون نسیمی شسته‌ام از خرقه و سجاده دست

الله الله بین چه نیکو شست و شو دانسته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰تا منور شد ز خورشید رخ او دیده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۸۱نظر برداشت از من تا حبیبم
  3. شمارهٔ ۱۸۲من شاهباز زاده شاه شریعتم
  4. شمارهٔ ۱۸۳من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
  5. شمارهٔ ۱۸۴به بوی زلف مشکینت گرفتار صبا بودم
  6. شمارهٔ ۱۸۵در خمارم ساقیا! جام جمی می‌بایدم
  7. شمارهٔ ۱۸۶ - ستایش فضل‌الله نعیمیمن آن گنجم که در باطن هزاران گنج زر دارم
  8. شمارهٔ ۱۸۷قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.