پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

در خمارم ساقیا! جام جمی می‌بایدم

محرم همدم ندارم، همدمی می‌بایدم

دارم از زلف پریشانش حکایت‌ها بسی

خلوت بی‌مدعی با محرمی می‌بایدم

خشک شد لب ز آتش دل در جگر آبم نماند

ای مه از دریای فضلت شبنمی می‌بایدم

شادی ما در دو عالم جز غم روی تو نیست

زان به نو، هر ساعت از عشقت، غمی می‌بایدم

تا دل مجروح خود را یک زمان تسکین دهم

از سنان غمزهٔ او مرهمی می‌بایدم

تا کنم قربان پایت هردم ای جان جهان

هر نفس جانی و هردم عالمی می‌بایدم

در طریق کعبه شوق تو جان مرد از عطش

ای حیات تشنه! آب زمزمی می‌بایدم

تا نباشم در بیابان محبت بی‌طریق

همچو ابراهیم عاشق ادهمی می‌بایدم

سینه از درد فراقت چون دل نی شرحه شد

از دم عیسی دمی اکنون دمی می‌بایدم

حاصل دنیی و عقبی در حقیقت یک دم است

تا شناسد قدر این دم، آدمی می‌بایدم

نفحهٔ روح‌القُدُس دارد نسیمی در نفس

ای که می‌گویی مسیح مریمی می‌بایدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم
  2. شمارهٔ ۱۸۸ترک شراب کی کنم من که چو رند فاسقم؟
  3. شمارهٔ ۱۸۹هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم
  4. شمارهٔ ۱۹۰منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم
  5. شمارهٔ ۱۹۱ - ستایش فضل‌الله نعیمیپیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم
  6. شمارهٔ ۱۹۲شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟
  7. شمارهٔ ۱۹۳ - ستایش فضل‌الله نعیمیفضل اله یار شد یار دگر چه می‌کنم
  8. شمارهٔ ۱۹۴چشم مستش به خواب می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.