پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم

منم آن خجسته مهری که بر اوج لامکانم

منم آن سپهر حشمت که برای کسب دولت

نهد آفتاب گردون رخ و سر بر آستانم

منم آن امیر کشور که همیشه در دیارم

قمر است شحنه شب زحل است سایه بانم

منم آن کلام صادق که بود ز ریب خالی

منم آن کتاب ناطق که صفات خویش خوانم

منم آن همای رفعت که فراز عرش پرم

منم آن جهان معنی که برون از این جهانم

منم آن که شاه و سلطان کند از درم گدایی

منم آن که مهر گردون کله است و سایه بانم

منم آن که فرق فرقد به قدم همی سپارم

منم آن که بر دو عالم سر و دست برفشانم

منم آن لطیف ساقی که به عاشقان سرخوش

رخ حور می نمایم می روح می چشانم

(منم آن شکر حدیثی که به نطق چون درآیم

رخ و زلف ماهرویان سخن است و ترجمانم)

منم آن شریف گوهر که ز معدن حیاتم

منم آن شراب کوثر که به جوی جان روانم

منم آن ز دیده غایب که همیشه در حضورم

منم آن وجود ظاهر که ز دیده ها نهانم

منم آن ره سلامت که صراط نام دارم

منم آن بهشت باقی که نعیم جاودانم

منم آن که اندر اشیا شده ام به حرف پیدا

ز رموز وحی بگذر که من این زمان عیانم

سخن از قدیم و حادث مکن ای حکیم رسمی

که من آن وجود فردم که هم اینم و هم آنم

تو چو عیسی ای نسیمی همه گرچه روح و جانی

منم آن که روح روحم، منم آن که جان جانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟
  2. شمارهٔ ۱۹۳ - ستایش فضل‌الله نعیمیفضل اله یار شد یار دگر چه می‌کنم
  3. شمارهٔ ۱۹۴چشم مستش به خواب می‌بینم
  4. شمارهٔ ۱۹۵شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم
  5. شمارهٔ ۱۹۶ما حاصل از حیات رخ یار کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۹۷علت غایی ز امر کن فکان ما بوده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۹۸ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۹۹چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.