پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه‌ایم

همدم دُردی‌کشان و ساغر و پیمانه‌ایم

تا می صاف است و وصل یار و کنج میکده

بی‌نیاز از خانقاه و کعبه و بتخانه‌ایم

تا از روی شمع رخسار تجلی تاب دوست

هر نفس در آتشی افتاده چون پروانه‌ایم

مرغ لاهوتیم و آزاد از همه کون و مکان

فارغ از سجاده و تسبیح و دام و دانه‌ایم

باده دردانه است و دریا خانه خمار ما

چون صدف در قعر دریا طالب دردانه‌ایم

هرکسی در عاشقی افسانه‌ای گویند و ما

ایمن از گفت و شنود و قصه و افسانه‌ایم

ذره‌وار از هستی خود گشته بی‌نام و نشان

در هوای مهر خورشید رخ جانانه‌ایم

با قبای کهنه فقر و کلاه مفلسی

فارغ‌البال از لباس و افسر شاهانه‌ایم

نیست ای دلبر نسیمی را سر و سودای عقل

تا سر زلف تو زنجیر است، ما دیوانه‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
  2. شمارهٔ ۲۰۱با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
  3. شمارهٔ ۲۰۲ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
  4. شمارهٔ ۲۰۳گوهر گنج حقیقت به حقیقت ماییم
  5. شمارهٔ ۲۰۴شق شد سماوات دخان از وجه خوب دلبران
  6. شمارهٔ ۲۰۵ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمان
  7. شمارهٔ ۲۰۶سر خدا که بود نهان در همه جهان
  8. شمارهٔ ۲۰۷ح ا ج یا خدای جهان!
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.