پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

با روی او مگو که ز گلزار فارغیم

کز هستی دو کون به یکبار فارغیم

ای شیخ شهر! دور ز انکار ما برو

اقرار کن به ما که ز انکار فارغیم

با نور و ظلمت رخ و زلفش الی الابد

از شمع آفتاب و شب تار فارغیم

اغیار نیست در ره وحدت اگر بود

بالله به جان یار ز اغیار فارغیم

ما را ز ماه روی تو هر ماه حاصل است

از هفته های هفت و شش و چار فارغیم

شمع رخت که مطلع انوار کبریاست

تا دیده شد ز مطلع انوار فارغیم

مست از شراب صافی میخانه مسیح

تا گشته ایم از می خمار فارغیم

سر دو کون چون ز رخت آشکار شد

از نکته های مخفی اسرار فارغیم

منصور گشت کام نسیمی به فضل حق

از ما بدار دست که از دار فارغیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳گوهر گنج حقیقت به حقیقت ماییم
  2. شمارهٔ ۲۰۴شق شد سماوات دخان از وجه خوب دلبران
  3. شمارهٔ ۲۰۵ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمان
  4. شمارهٔ ۲۰۶سر خدا که بود نهان در همه جهان
  5. شمارهٔ ۲۰۷ح ا ج یا خدای جهان!
  6. شمارهٔ ۲۰۸ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
  7. شمارهٔ ۲۰۹به کوی یار می‌باید به چشم خون‌فشان رفتن
  8. شمارهٔ ۲۱۰حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتن
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.