پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم

تا ابد مردود و گمراهی چو شیطان رجیم

«خالدین » خال سیاهش دان و جنت «وجهه »

تا ببینی حسن حق در جنت آباد نعیم

گر ز «الرحمن عل العرش استوی » داری خبر

از در طه درآ ای طالب رب رحیم

گر تو هستی از بنی آدم بگو با من که چون

هست آدم باء بسم الله الرحمن الرحیم

مؤمن است آیینه مؤمن ببین گر مؤمنی

در هوالمؤمن جمال دوست، تا باشی سلیم

در جهان از امر و خلق و کن فکان و هرچه هست

آدم است آیینه ذات خداوند قدیم

گر نبودی مظهر ذات خدا، آدم کجا

مستحق «اسجدوا» گشتی ز علام علیم

آتش رخسار آدم بود بی روی و ریا

آن که می گفت از درخت انی اناالله با کلیم

خلعت «لاخوف » درپوش از «هوالفضل المبین »

تا به حق ره یابی و ایمن شوی از خوف و بیم

مصحف حق است رویش چشم و ابرو سوره ها

قامت و زلف و دهانش چون الف لام است و میم

بر نسیمی چون ز فضل حق در جنت گشود

می‌خورد با حور و غلمان سلسبیل از جام سیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴شق شد سماوات دخان از وجه خوب دلبران
  2. شمارهٔ ۲۰۵ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمان
  3. شمارهٔ ۲۰۶سر خدا که بود نهان در همه جهان
  4. شمارهٔ ۲۰۷ح ا ج یا خدای جهان!
  5. شمارهٔ ۲۰۸ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
  6. شمارهٔ ۲۰۹به کوی یار می‌باید به چشم خون‌فشان رفتن
  7. شمارهٔ ۲۱۰حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتن
  8. شمارهٔ ۲۱۱تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.