پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن

ولیکن من ز تو مشکل توانم دل بری کردن

مکن تشبیه رویش را به گلبرگ طری زانرو

که نتوان نسبت آن گل را به گلبرگ طری کردن

اگر داری سر عشقش ز فکر جان و تن بگذر

که کار طبع خامان است فکر سرسری کردن

ز هاروت ار چه آموزند مردم ساحری لیکن

کجا چون مردم چشمت تواند ساحری کردن

دلی کو شد هوادارت تواند دم زد از جایی

سری کافتاد در پایت تواند سروری کردن

بگو صورتگر چین را مکن اندیشه رویش

که نقاش ازل داند چنین صورتگری کردن

خیال شمع رخسارش کسی کو در نظر دارد

نظر باشد حرام او را به ماه و مشتری کردن

سری کز خاک درگاهت چو گردون سربلند آمد

نخواهد گردن افرازی به تاج سنجری کردن

به وصف چشم جادوی تو اشعار نسیمی را

سراسر می‌توان نسبت به سحر سامری کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳طالب توحید را باید قدم بر «لا» زدن
  2. شمارهٔ ۲۱۴گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن
  3. شمارهٔ ۲۱۵طالب یار، اول او را یار می‌باید شدن
  4. شمارهٔ ۲۱۶من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن
  5. شمارهٔ ۲۱۷نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
  6. شمارهٔ ۲۱۸ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
  7. شمارهٔ ۲۱۹ - ستایش فضل‌الله نعیمیگر طالب بقایی اول فنا طلب کن
  8. شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش حافظبیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.