پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن

باب الفتوح میکده را فتح باب کن

در وجه باده خرقه پشمین ما ببر

مرهون یک دو روزه می صاف ناب کن

بر دور عمر و گردش چرخ اعتماد نیست

جام و قدح چو نرگس و گل پرشراب کن

بفرست بوی خویش سحر با صبا به باغ

گل را در آتش افکن و از غیرت آب کن

بنگر به چشم مست اگرت باده پیش نیست

ارباب ذوق را همه مست و خراب کن

(آتش چه حاجت است که درنی زنی، بخوان

طومار شوق ما و جگرها کباب کن)

گر می کنی به کشتن احباب اتفاق

آغاز ناز و عشوه و جنگ و عتاب کن

ناموس شرع و غیرت و زهدم حجاب شد

برقع ز رخ برافکن و رفع حجاب کن

بگشای برقع از رخ چون آفتاب خویش

ماه دو هفته را ز حیا در نقاب کن

(با من گذار دیدن خوبان، اگر خطاست

ای پیر خانقاه! تو فکر صواب کن)

نقد حیات صرف مکن جز به وجه خوب

با خود چه می بری به قیامت؟ حساب کن

زر شد نسیمی از نظر کیمیای فضل

(قلاب دور حادثه گو انقلاب کن)

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش حافظبیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن
  2. شمارهٔ ۲۲۱ - نکوهش دزدان لباس روحانیتای دل ار پختهٔ عشقی، طمعِ خام مکن
  3. شمارهٔ ۲۲۲قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن
  4. شمارهٔ ۲۲۳با بخت سعد یارم چون هست یار با من
  5. شمارهٔ ۲۲۴گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من
  6. شمارهٔ ۲۲۵ - ستایش فضل‌الله نعیمیگر شبی بازآید از در شمع جان افروز من
  7. شمارهٔ ۲۲۶ای دهانت پسته خندان من
  8. شمارهٔ ۲۲۷آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.