پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

با بخت سعد یارم چون هست یار با من

شادی چو آن من شد، غم را چه کار با من؟

پیرامن دل من غم را چه زهره گشتن

چندان که همنشین است آن غمگسار با من

منصوروار گشتم مستغرق اناالحق

ای مدعی رها کن آن گیر و دار با من

گر دشمن سبکسر نازد به سیف و خنجر

زانم چه باک؟ چون هست آن ذوالفقار با من

من موسی کلیمم در وادی مقدس

هست از شجر سخنگو آن شجره نار با من

از باده «سقاهم » چون من همیشه مستم

کی گیرد آشنایی خمر و خمار با من؟

یاری ز بخت و دولت سهل است اگر نباشد

از فضل حق چو یار است آن بختیار با من

صد شهر و صد ولایت هردم چرا نبخشم

چون من ز شهر یارم، آن شهریار با من

(خار از حسد بر آتش بگذار تا بسوزد

چون روز و شب رفیق است آن گلعذار با من)

همچون خلیل از آتش کی غم خورد نسیمی

زر خالص است اینک صاحب عیار با من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵ - ستایش فضل‌الله نعیمیگر شبی بازآید از در شمع جان افروز من
  2. شمارهٔ ۲۲۶ای دهانت پسته خندان من
  3. شمارهٔ ۲۲۷آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من
  4. شمارهٔ ۲۲۸ای در بلا فتاده دل مبتلای من
  5. شمارهٔ ۲۲۹با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون
  6. شمارهٔ ۲۳۰گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون
  7. شمارهٔ ۲۳۱آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
  8. شمارهٔ ۲۳۲روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.