پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

ای دهانت پسته خندان من

خاک پایت چشمه حیوان من

زلف و رخسار تو، ای خورشید حسن!

لیلة القدر و مه تابان من

جان شیرینم فدای لعل تو

کو بسی شیرین تر است از جان من

در بهشت جاودانم تا که هست

روضه کویت سرابستان من

داروی درمان من درد تو بس

ای دوای درد بی درمان من

ز آتش عشق تو، هردم می رود

بر فلک دود دل سوزان من

روز بختم بی رخت تاریک شد

ای چراغ دیده گریان من

ترسم انجامد به طوفان در غمت

رستخیز اشک چون مرجان من

سنبلت در هر زمان داغی نهد

بر دل مجروح سرگردان من

دل بر آتش چون کباب افتاده است

تا غم عشق تو شد مهمان من

کفر زلفت با نسیمی درگرفت

ای رخت دین من و ایمان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸ای در بلا فتاده دل مبتلای من
  2. شمارهٔ ۲۲۹با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون
  3. شمارهٔ ۲۳۰گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون
  4. شمارهٔ ۲۳۱آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
  5. شمارهٔ ۲۳۲روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
  6. شمارهٔ ۲۳۳عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین
  7. شمارهٔ ۲۳۴ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
  8. شمارهٔ ۲۳۵ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.