پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵ - ستایش فضل‌الله نعیمی

گر شبی بازآید از در شمع جان افروز من

بر چراغ مهر و نور صبح خندد روز من

گر مرا روزی خیالش روی بنماید به خواب

مطلع اقبال گردد طالع فیروز من

تا سحر هر شب چو شمع از آتش هجران یار

دیده گریان است و می سوزد دل پرسوز من

پیش ابروی تو می خواهم که جان قربان کنم

پرده بردار از رخ، ای عید من و نوروز من

تا نهان کردی ز من رخ، یک نفس غایب نشد

صورت روی تو از چشم خیال اندوز من

کی تواند کرد عاشق گوش بر پند ادیب؟

زحمت خود می دهی ای پیر پندآموز من

چون نسیمی هر که او شد بنده فضل اله

کی تواند کو ببیند شمع جان افروز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من
  2. شمارهٔ ۲۲۸ای در بلا فتاده دل مبتلای من
  3. شمارهٔ ۲۲۹با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون
  4. شمارهٔ ۲۳۰گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون
  5. شمارهٔ ۲۳۱آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
  6. شمارهٔ ۲۳۲روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
  7. شمارهٔ ۲۳۳عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین
  8. شمارهٔ ۲۳۴ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.