پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون

وز گریبانش سحرگه آفتاب آید برون

گفتمش: بر عارضت آن قطره های ژاله چیست؟

زیر لب خندید و گفت: از گل گلاب آید برون

آن که دعوی می کند در دور چشمت زاهدی

خرقه اش را گر بپالایی شراب آید برون

کی برون آید لبت از عهده بوسی که گفت

چون محال است کآب حیوان از سراب آید برون

گر بگویم قصه شوق تو با چنگ و رباب

ناله های زار از چنگ و رباب آید برون

از جگر گر خون بریزد دل، غذا سازد روان

قوت آتش باشد آن خون کز کباب آید برون

بر امید دیدن رویش نسیمی روز حشر

همچو نرگس از لحد مست و خراب آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین
  2. شمارهٔ ۲۳۴ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
  3. شمارهٔ ۲۳۵ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
  4. شمارهٔ ۲۳۶عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
  5. شمارهٔ ۲۳۷ندا آمد به جان از چرخ پروین
  6. شمارهٔ ۲۳۸آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او
  7. شمارهٔ ۲۳۹زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او
  8. شمارهٔ ۲۴۰نگارا بی‌سر زلفت پریشانم، به جان تو
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.