پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او

باشد که اندازد نظر در آینه رخسار او

از مصحف رویش بخوان سی و دو حرف لم یزل

تا ره بری بر ذات حق، واقف شوی ز اسرار او

ذاتی که بود از جسم و جان، در پرده عزت نهان

رخساره بنماید عیان، هم بشنوی گفتار او

میزان عدل آورده است آن مه برای مشتری

قلب و دغل بگذار اگر داری سر بازار او

صراف عشق است آن صنم، صافی شو ای دل همچو زر

زانرو که نتوان داشتن سیم دغل در کار او

بگذر به خط استوا تا بازیابی طالبا

راه صراط المستقیم از قامت و رفتار او

خواهی که باشی پاکدین چون طیبین و طاهرین

حاصل کن ایمان و یقین از زلف چون زنار او

از لوح روی دلبران سی و دو حرف حق بخوان

اسرار «ما اوحی » ببین از چار هفت و چار او

گر می توانی چون خلیل ای عاشق حق سوختن

در آتش نمرود شو آنگه ببین گلزار او

کشت او نسیمی را به غم، کارش نه امروز است و بس

کز لطف خود با عاشقان، این است دایم کار او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰نگارا بی‌سر زلفت پریشانم، به جان تو
  2. شمارهٔ ۲۴۱عاشقم بر قامت رعنای تو
  3. شمارهٔ ۲۴۲دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو
  4. شمارهٔ ۲۴۳دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو
  5. شمارهٔ ۲۴۴در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟
  6. شمارهٔ ۲۴۵ای جان عاشق از لب جانان ندا شنو
  7. شمارهٔ ۲۴۶با غیر مگو حالم، کاغیار نداند به
  8. شمارهٔ ۲۴۷باز آمد آن خورشید جان در رخ نقاب انداخته
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.