پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو

تعالی الله از آن چشمان، جلال الله از آن ابرو

مخوان روی نگارم را به جان ای ساده دل زانرو

که چون روی دلارایش ندارد روی جان ابرو

نهان از غمزه با مردم نگفتی راز و نشنودی

اگر با مردم چشمش نبودی در میان ابرو

دلا بی ترک جان و سر، مکن سودای ابرویش

که نتوانی کشید آسان کمان آنچنان ابرو

به ظاهر فتنه، خوبان را رخ و زلف است و خال اما

به چشم و غمزه خون خلق می ریزد نهان ابرو

هلال از نون ابرویت نشانی می دهد لیکن

به پیشانی مگر نامش نهد آن دلستان ابرو

برای فتنه عالم بس است ابرویت ای حوری

چرا از وسمه می بندی دگر بر ابروان ابرو

تو را اقلیم زیبایی مسلم گشت و سلطانی

که بر خورشید تابان زد چو زلفت سایبان ابرو

ز روی چون گل خندان برافکن پرده ای دلبر!

که عینت فتنه پیدا کرد و آشوب از کران ابرو

اگر خواهی که بگشایی صیام روزه داران را

برآ بر طرف بام ای ماه! و بنما ناگهان ابرو

ز «مازاغ البصر» حرفی به چشم توست ظاهر کن

که کرد اسرار «مااوحی » ز مژگانت عیان ابرو

نسیمی قبله جز رویت نخواهد کرد چندانی

که باشد بر سر بالین چشم دلبران ابرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟
  2. شمارهٔ ۲۴۵ای جان عاشق از لب جانان ندا شنو
  3. شمارهٔ ۲۴۶با غیر مگو حالم، کاغیار نداند به
  4. شمارهٔ ۲۴۷باز آمد آن خورشید جان در رخ نقاب انداخته
  5. شمارهٔ ۲۴۸ای خیال چشم مستت خون صهبا ریخته
  6. شمارهٔ ۲۴۹ماییم دل ز عالم بر زلف یار بسته
  7. شمارهٔ ۲۵۰ای بر گل عذارت ریحان تر نوشته
  8. شمارهٔ ۲۵۱ای نوبت جمال تو در ملک جان زده
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.