پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟

تا بر سر ویرانها چون کوف زند «کو کو»

سوزد به غمت، سازد، در راه تو جان بازد

وانگه نظر اندازد بر روی تو از شش سو

ای غیرت ماه و خور، بردار نقاب از رخ

تا پیش مه رویت بر خاک نهد مه رو

تا بر اثر پایت مالم رخ و پیشانی

افتاده چو خورشیدم بر خاک سر هر کو

در دور سر زلفت کی امن و امان باشد

چون دزد دل و جان شد آن دل سیه هندو

پرنور کنم چون مه از مهر دو عالم را

از زلف تو گر روزی افتد به کفم یک مو

ای بخت من از چشمت با دولت بیداران

صد رحمت حق هردم بر غمزه آن جادو

ای در طلب وصلت چون چرخ به سر گردان

هم عابد «یاهو» زن، هم زاهد «یا من هو»

چشم تو دل عارف گیرد چو به صید آید

هی هی که چه فتان است آن شیر شکار آهو

ای روی ترش صوفی مفروش به ما سرکه

کز یاد لبش ما را پر شد ز عسل کندو

ای بر سر سجاده تسبیح کنان بشنو

فریاد اناالحق ها در حلقه آن گیسو

معراج نسیمی شد قوسین دو ابرویت

ای شمع شب اسرا، وی بدر هلال ابرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶با غیر مگو حالم، کاغیار نداند به
  2. شمارهٔ ۲۴۷باز آمد آن خورشید جان در رخ نقاب انداخته
  3. شمارهٔ ۲۴۸ای خیال چشم مستت خون صهبا ریخته
  4. شمارهٔ ۲۴۹ماییم دل ز عالم بر زلف یار بسته
  5. شمارهٔ ۲۵۰ای بر گل عذارت ریحان تر نوشته
  6. شمارهٔ ۲۵۱ای نوبت جمال تو در ملک جان زده
  7. شمارهٔ ۲۵۲ای رخ ماه پیکرت شاهد بر پری زده
  8. شمارهٔ ۲۵۳ای به میان دلبران زلف تو بر سر آمده
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.