پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

ای به میان دلبران زلف تو بر سر آمده

گل ز رخ تو منفعل، لاله به هم برآمده

دیده ندیده، تا جهان هست، به لطف قامتت

بر لب جویبار جان سرو سمنبر آمده

گرچه نهد بر آسمان مسند حسن مه، ولی

سلطنت جمال را روی تو در خور آمده

چشم جهان به خواب خوش هیچ ندیده تاکنون

فتنه چنین که در جهان روی تو دلبر آمده

طبع و مزاج و آب و گل هست تو را، ز جان و دل

ای همه حسن و جوهرت روح مصور آمده

ای ز درم به فال سعد آمده باز، مرحبا

چون تو که دید دولتی کز در کس درآمده؟

گرچه خوش است در نظر حسن و طراوت قمر

هست به چشم اهل دل روی تو خوشتر آمده

توبه چگونه نشکند گوشه نشین، که در جهان

چشم و لب تو هریکی با می و ساغر آمده

هست نسیمی گدا آنکه ز فیض فضل حق

دیده عشق پرتوش معدن گوهر آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵ - نکوهش قضات رشوه‌خواردلیل ما شد آن ساقی به دارالعیش میخانه
  2. شمارهٔ ۲۵۶منم آن رند فرزانه که دادم جان به جانانه
  3. شمارهٔ ۲۵۷تا بر اطراف سمن مشک ختن ریخته‌ای
  4. شمارهٔ ۲۵۸ای ماه من چرا ستم از سر گرفته‌ای
  5. شمارهٔ ۲۵۹بر گل از عنبر تر نقطه سودا زده‌ای
  6. شمارهٔ ۲۶۰بر گرد مه ز مشک خطی برکشیده‌ای
  7. شمارهٔ ۲۶۱دلیل صبح سعادت، محمد عربی
  8. شمارهٔ ۲۶۲ای که حاجت ز در اهل ریا می‌طلبی
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.