پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵ - نکوهش قضات رشوه‌خوار

دلیل ما شد آن ساقی به دارالعیش میخانه

بیا گر آرزومندی به جام لعل جانانه

به دور دانه خالش دل و جانی نمی بینم

که در دام سر زلفت نیفتاده است از این دانه

زمان وصل رویت را طلبکارم به جان گرچه

هنوز ارزان بود دادن دو عالم را به شکرانه

جهان و جان و دین و دل، برو در کار زلفش کن

که از مردان مرد آید همیشه کار مردانه

زمان زرق و سالوسی گذشت ای زاهد رعنا

بیا می خور که تقوی را لبالب گشت پیمانه

حدیث عشق گو با من، نه زهد و توبه و تقوی

که عاشق را نمی گیرد به گوش افسون و افسانه

مجو با آتش رویش تقرب، گر همی خواهی

که دور از شمع رخسارش بسوزی همچو پروانه

چو رویش چرخ صورتگر نبندد صورت دیگر

به سر چندان که می گردد در این پیروزه کاشانه

در گنج حقیقت را لبش مفتاح معنی شد

زهی گنج و زهی گوهر، زهی مفتاح و دندانه

نسیمی! پای دل مگشا ز بند زلف او هرگز

که در زنجیر می باید همیشه پای دیوانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷تا بر اطراف سمن مشک ختن ریخته‌ای
  2. شمارهٔ ۲۵۸ای ماه من چرا ستم از سر گرفته‌ای
  3. شمارهٔ ۲۵۹بر گل از عنبر تر نقطه سودا زده‌ای
  4. شمارهٔ ۲۶۰بر گرد مه ز مشک خطی برکشیده‌ای
  5. شمارهٔ ۲۶۱دلیل صبح سعادت، محمد عربی
  6. شمارهٔ ۲۶۲ای که حاجت ز در اهل ریا می‌طلبی
  7. شمارهٔ ۲۶۳گر شبی دولت به دستم زلف یار انداختی
  8. شمارهٔ ۲۶۴یارب، ای سرو من! امشب در کنار کیستی؟
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.