پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

گر شبی دولت به دستم زلف یار انداختی

سایه اقبال بر من روزگار انداختی

چشم مستش گر نظر کردی بر اهل خانقاه

مردم خلوت نشین را در خمار انداختی

دولت دنیی و عقبی وصل یار است ای دریغ

بختم این دولت شبی گر در کنار انداختی

هم ز مژگانش دلم را ناوکی بودی نصیب

چشم ترکش گر چنین لاغر شکار انداختی

غم ز بیماری نبودی گر طبیب درد عشق

چشم رحمت بر من بیمار زار انداختی

گر نبودی بنده قدش صبا ز آب روان

بندها بر پای سرو جویبار انداختی

از سر سعد فلک برداشتی قدرم کلاه

بخت اگر در گردنم دست نگار انداختی

گر نسیم چین زلفش با صبا گشتی رفیق

تا در چین کاروان مشک تتار انداختی

گر به گوش نازک خوبان رسیدی شعر من

هر که را در گوش بودی گوشوار، انداختی

کاشکی برداشتی برقع ز روی گل نگار

تا بر آتش لاله را مانند خار انداختی

گر ز گفتار نسیمی باخبر بودی صدف

از دهان، لؤلؤی رطب آبدار انداختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵ای ز قیام قامتت هر طرفی قیامتی
  2. شمارهٔ ۲۶۶ای باغ جنت از گل روی تو آیتی
  3. شمارهٔ ۲۶۷ای ظاهر از مظاهر اشیا! خوش آمدی
  4. شمارهٔ ۲۶۸گر کنی قبله جان روی نگاری، باری
  5. شمارهٔ ۲۶۹منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری
  6. شمارهٔ ۲۷۰گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری
  7. شمارهٔ ۲۷۱ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاری
  8. شمارهٔ ۲۷۲وصالت عمر جاوید است و بخت سعد و فیروزی
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.