پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری

دل من از تو برنجد مگر به بیزاری

به هر جفا که بخواهی بجویی آزارم

که هست عادت معشوق، عاشق آزاری

بدان امید که واقف شوی ز ناله من

گذشت عمر عزیزم به ناله و زاری

نظر به زاری ما گر نمی کنی چه عجب؟

تو شاه حسنی و ما عاشقان بازاری

دل از رقیب تو رنجیده است، بازآید

گرش به رسم دل آزاریی تو باز آری

مرا تو جان عزیزی ببین عزیزی من

که می کشم ز عزیز خود این همه خواری

چه حاجت است که ریزی به غمزه خون دلم

چو ترک چشم تواش می کشد به بیماری

دلم ببردی و گفتی: دلت بدست آرم

چو برده ای دل من، کی دلم بدست آری

نسیمی از تو امید وفا نمی جوید

چگونه عمر کند با کسی وفاداری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲وصالت عمر جاوید است و بخت سعد و فیروزی
  2. شمارهٔ ۲۷۳با چنین رفتن، به منزل کی رسی؟
  3. شمارهٔ ۲۷۴عاشقانت گرچه بسیارند، ما زانها یکی
  4. شمارهٔ ۲۷۵ - ستایش فضل‌الله نعیمیدم حق دمید در ما، دم فضل لایزالی
  5. شمارهٔ ۲۷۶ - ستایش فضل‌الله نعیمیفضل حق می‌دهدم هردم از این می جامی
  6. شمارهٔ ۲۷۷گوهر دریای وحدت آدم است، ای آدمی
  7. شمارهٔ ۲۷۸بیار ای ساقی مهوش! می گلرنگ روحانی
  8. شمارهٔ ۲۷۹دل ما جای غم توست و تو هم می‌دانی
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.