پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶ - ستایش فضل‌الله نعیمی

فضل حق می‌دهدم هردم از این می جامی

که ندارد چو ابد مستی او انجامی

شرح اسرار تجلی تو ز فرعون مپرس

کآتش انی اناالله نداند خامی

صبح و شامم همه با زلف و رخت می گردد

کو مبارک تر از این صبح و نکوتر شامی

دور حسنش ابدی گشت و نباشد من بعد

خالی از مهر رخش در همه دور ایامی

(خال مشکین لبش دانه زلف است آری

هست بر هر ورق چهره کماهی دامی)

آن که شد مست می عشق رخش در همه حال

با وی است ار چه بود همدم دردآشامی

از تویی تا به خدا یک نفس است ای سالک!

بر سر خویش نه از شش جهت خود گامی

(بجز آن دل که رسد از رخ و زلفش به خدا

کی دلی دید مرادی و گرفت او کامی؟)

زلف مشکین دلارام من آرام دل است

بی سر زلف دلارام که دید آرامی؟

مست فضل است نسیمی و بر این معنی دال

هست از هر طرف روی تو ضاد و لامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸بیار ای ساقی مهوش! می گلرنگ روحانی
  2. شمارهٔ ۲۷۹دل ما جای غم توست و تو هم می‌دانی
  3. شمارهٔ ۲۸۰به عشقت جان و دل دادم به غم زان گشتم ارزانی
  4. شمارهٔ ۲۸۱بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی
  5. شمارهٔ ۲۸۲زلف را بر هر دو رخ جا می کنی
  6. شمارهٔ ۲۸۳جام شراب و ساقی زیبا و بانگ نی
  7. شمارهٔ ۲۸۴اگر میرم ز ناز نازنینی
  8. شمارهٔ ۲۸۵زهی چشم و زهی ابرو، زهی روی
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.