پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

به عشقت جان و دل دادم به غم زان گشتم ارزانی

به بند زلفت افتادم از آنم در پریشانی

چو چشمت گوشه‌گیرم چون ز چشمت دل نگه دارم

که با این چشم و این ابرو بلای گوشه‌گیرانی

به ابرو هر نفس چشمت دلی می‌دزدد از مردم

ندانم چون نگه دارم دل از دزدان پنهانی

چه روز است ای صنم! رویت که روشن می‌کند هردم

رموز لیلة الاسری در آن گیسوی ظلمانی

معمای سر زلفت به جان گفتم که بگشایم

ولی مشکل شود حاصل بدین آسانی آسانی

سویدای دل و چشمم چو هست آرامگاه تو

اگر اینجا کنی منزل و گر آنجا، تو می‌دانی

اگر وصل رخش خواهی چو زلفش چاره آن کن

که سر در پایش اندازی و جان در پایش افشانی

چو زلفت، فتنه پا بیرون نهاد امروز می‌شاید

به جای خویش اگر او را به جای خویش بنشانی

مکن درد مرا درمان به ترک عشقش ای ناصح!

که درمانم بسی تلخ است و می‌دانم که درمانی

ملک در صورت انسان بدین خوبی نشد ظاهر

چه نوری یارب! ای دلبر! خداوندا! چه انسانی!

نسیمی را به فضل حق چو وصل یار حاصل شد

بیابد مسند شاهی و بر سر تاج سلطانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲زلف را بر هر دو رخ جا می کنی
  2. شمارهٔ ۲۸۳جام شراب و ساقی زیبا و بانگ نی
  3. شمارهٔ ۲۸۴اگر میرم ز ناز نازنینی
  4. شمارهٔ ۲۸۵زهی چشم و زهی ابرو، زهی روی
  5. شمارهٔ ۲۸۶پاک دار آینه ات آینه اللهی
  6. شمارهٔ ۲۸۷گر تو عاشق می شوی بر «واو» شو بر «جیم » و «هی »
  7. شمارهٔ ۲۸۸از می عشقش کنون مستم نه هی
  8. شمارهٔ ۲۸۹ز سودای سر زلفش سرم دنگ است و سودایی
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.