پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

از می عشقش کنون مستم نه هی

بی می عشقش دمی هستم نه هی

جز کمند زلف عنبرچین او

نقش زناری دگر بستم نه هی

ای که می گویی به جان رستی ز عشق

من ز جان از عشق او رستم نه هی

دل ز جوی عشق می گوید بجه

من حریف این چنین جستم نه هی

با سر زلفش دلم عهدی که بست

بشنوی روزی که بشکستم نه هی

چون بدارم دامن وصلش ز دست

من در آن سودا از آن دستم نه هی

عروة الوثقی است آن گیسوی او

چون توانم گفت بگسستم نه هی

عهد «قالوا» بسته ام روز الست

من جز آن «قالوا» و آن لستم نه هی

دام زلفش هست شست حوت جان

دل به تنگ آید از آن شستم نه هی

چون قدش را سرو گفتم یا بلند

در ره همت چنین پستم نه هی

تا نسیمی حق نشد سر تا قدم

یک زمان از پای ننشستم نه هی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰ببرد آرام و صبر از من پری پیکر دلارایی
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.