پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

عاشقانت گرچه بسیارند، ما زانها یکی

عارف روی تو کم یابند، کم چون ما یکی

چون مؤذن قامت آرم گر ببینم قامتت

چون نیارد سجده پیش آن قد و بالا یکی

هر زمان با چشم و زلفت هست سودایی مرا

جز سر زلف تو در سر نیستم سودا یکی

جنت فردا و حور نسیه را بفروختم

زان جهت کامروز دارم در گرو دل با یکی

پیش قاضی رخت هردم به دعوی دگر

می کشد از هر طرف زلف تو را هر تا یکی

ای که چون پرگار می پویی در انکارم به سر

در محیط خط او چون جوهر فرد آ یکی

ابجد سی و دو حرف از لوح رخسارش بخوان

تا بدانی سر سبحان الذی اسرا یکی

ذات آن معشوق بی همتای من عین من است

زان که موجودی نمی بینم که هست الا یکی

می کشم گه جور زلفت ای صنم گه ناز چشم

عشوه این هردو سودا چون کشد تنها یکی

تا ابد با عشق رویت یکدلیم و یک جهت

زانکه در حسنت نباشد تا ابد همتا یکی

ای نسیمی! منزل وحدت مقام عارفی است

کز سر تحقیق می داند همه اشیا یکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶ - ستایش فضل‌الله نعیمیفضل حق می‌دهدم هردم از این می جامی
  2. شمارهٔ ۲۷۷گوهر دریای وحدت آدم است، ای آدمی
  3. شمارهٔ ۲۷۸بیار ای ساقی مهوش! می گلرنگ روحانی
  4. شمارهٔ ۲۷۹دل ما جای غم توست و تو هم می‌دانی
  5. شمارهٔ ۲۸۰به عشقت جان و دل دادم به غم زان گشتم ارزانی
  6. شمارهٔ ۲۸۱بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی
  7. شمارهٔ ۲۸۲زلف را بر هر دو رخ جا می کنی
  8. شمارهٔ ۲۸۳جام شراب و ساقی زیبا و بانگ نی
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.