پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

گر کنی قبله جان روی نگاری، باری

ور بری عمر به سر با غم یاری، باری

کار عشق است برو دست بدار از همه کار

گر کند عمر کسی صرف به کاری، باری

زلف او محشر جان است دلا سعیی کن

که در آن حلقه درآیی به شماری، باری

دل به دام تو درافتاد زهی صید ضعیف

کاشکی با همه می بود شکاری، باری

غرق دریای غمش تا نشوی با لب خشک

برو ای خواجه! تو بنشین به کناری، باری

گر چو چشمش نتوانی که شوی مست ابد

با چنان غمزه شوخش به خماری باری

ای نسیمی ز خدا دولت منصور طلب

عاشق ار کشته شود بر سر داری باری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری
  2. شمارهٔ ۲۷۱ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاری
  3. شمارهٔ ۲۷۲وصالت عمر جاوید است و بخت سعد و فیروزی
  4. شمارهٔ ۲۷۳با چنین رفتن، به منزل کی رسی؟
  5. شمارهٔ ۲۷۴عاشقانت گرچه بسیارند، ما زانها یکی
  6. شمارهٔ ۲۷۵ - ستایش فضل‌الله نعیمیدم حق دمید در ما، دم فضل لایزالی
  7. شمارهٔ ۲۷۶ - ستایش فضل‌الله نعیمیفضل حق می‌دهدم هردم از این می جامی
  8. شمارهٔ ۲۷۷گوهر دریای وحدت آدم است، ای آدمی
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.