پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

ماییم دل ز عالم بر زلف یار بسته

از دست پرنگارش دل در نگار بسته

سودای چشم مستش در جان و دل نشسته

در خاطر از خیالش فکر خمار بسته

باشد ز حسن و زلفش پای صبا گشاده

از مشک رو سیه شد راه تتار بسته

ای پرده ای ز سنبل بر یاسمن کشیده

وی برقعی ز ریحان بر لاله زار بسته

ای صورت خدایی، ظاهر در آب و خاکی

وی پیکر الهی بر باد و نار بسته

ای زلف بی قرارت بشکسته چون دل من

عهدی که با دل و جان آن بی قرار بسته

وقت صلوة و سجده، دارم حضور دل چون

نقش تو در دلم هست ای گلعذار بسته

ای خال عنبرینت بر «بی » نهاده نقطه

وز مشک سوده خطی بر گل غبار بسته

ای زلف جان شکارت در حلقه های سودا

جان و دل اسیران چندین هزار بسته

از گفتن انا الحق سر تا ابد نپیچد

آن سر که باشد ای جان در فوق دار بسته

زلف تو با نسیمی ای نور دیده تا کی

باشد به کین میان را چون روزگار بسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱ای نوبت جمال تو در ملک جان زده
  2. شمارهٔ ۲۵۲ای رخ ماه پیکرت شاهد بر پری زده
  3. شمارهٔ ۲۵۳ای به میان دلبران زلف تو بر سر آمده
  4. شمارهٔ ۲۵۴ای جمالت نسخه اسماء حسنی آمده
  5. شمارهٔ ۲۵۵ - نکوهش قضات رشوه‌خواردلیل ما شد آن ساقی به دارالعیش میخانه
  6. شمارهٔ ۲۵۶منم آن رند فرزانه که دادم جان به جانانه
  7. شمارهٔ ۲۵۷تا بر اطراف سمن مشک ختن ریخته‌ای
  8. شمارهٔ ۲۵۸ای ماه من چرا ستم از سر گرفته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.