پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

عاشقم بر قامت رعنای تو

حسن می‌بارد ز سر تا پای تو

هرکجا ای سرو! اندازی قدم

روی زرد ماست خاک پای تو

شکل بالایت بلای جان ماست

هست عاشق کش قد و بالای تو

یک دلی داریم و صد اندوه و غم

یک سری داریم و صد سودای تو

نیست اندر دیده من جای خواب

جز خیال چهره زیبای تو

ای نسیمی! پاک می بازی نظر

آفرین بر دیده بینای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو
  2. شمارهٔ ۲۴۴در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟
  3. شمارهٔ ۲۴۵ای جان عاشق از لب جانان ندا شنو
  4. شمارهٔ ۲۴۶با غیر مگو حالم، کاغیار نداند به
  5. شمارهٔ ۲۴۷باز آمد آن خورشید جان در رخ نقاب انداخته
  6. شمارهٔ ۲۴۸ای خیال چشم مستت خون صهبا ریخته
  7. شمارهٔ ۲۴۹ماییم دل ز عالم بر زلف یار بسته
  8. شمارهٔ ۲۵۰ای بر گل عذارت ریحان تر نوشته
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.