پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین

سرو اگر گویم قدت را، راستی هست آن چنین

خلقت جان از ازل بود از لب شیرین تو

در جهان زان شد به نزد خلق شیرین جان چنین

آفرین بر زلف و بر خالت که در عالم جز او

هندویی نگرفته باشد روم و ترکستان چنین

بشکند بازار حور و طوبی آن ساعت که تو

بی نقاب آیی به باغ روضه رضوان چنین

آنکه می خواند به سروت گو بجو عمر دراز

در چمن سروی به بار آرد گل خندان چنین؟

با لبت هم نسبتی هست آب حیوان را مگر

روحپرور نیست آب چشمه حیوان چنین

گر تو بر فرقم نهی شمشیر، پیشت می نهم

گردن طاعت، که باید بنده فرمان چنین

دیده خون می گرید از شوق رخت، واحسرتا

گر بماند حال زار دیده گریان چنین

بسته ای عهد وفاداری و می آری به جا

کو وفاداری که باشد بر سر پیمان چنین؟

می‌رود در خون عاشق دست‌ها رنگین نگار

زان جهت رنگین به خونم کرده‌ای دستان چنین

هست درمان از تو دردم آفرین بر همتت

درد عاشق را کنند اهل دوا درمان چنین

ای نسیمی رخ ز جور ماهرویان برمتاب

با جفا خو کن که باشد عادت خوبان چنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷ندا آمد به جان از چرخ پروین
  2. شمارهٔ ۲۳۸آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او
  3. شمارهٔ ۲۳۹زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او
  4. شمارهٔ ۲۴۰نگارا بی‌سر زلفت پریشانم، به جان تو
  5. شمارهٔ ۲۴۱عاشقم بر قامت رعنای تو
  6. شمارهٔ ۲۴۲دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو
  7. شمارهٔ ۲۴۳دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو
  8. شمارهٔ ۲۴۴در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.