پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین

وز رخ همچو مصحفت فال برای من ببین

یار به عشوه خون من خورد و حلال کردمش

جور و جفای او نگر، مهر و وفای من ببین

نافه مشک چین اگر با تو دم از خطا زند

روی سیاه را بگو زلف دو تای من ببین

(پیش تو بر زمین چو زد مردم دیده اشک را

گفت به اشک پهلوان، مشک سقای من ببین)

(کشت مرا و زنده کرد از لب جانفزای خود

لطف نگار من چها کرد برای من ببین)

لعل لب تو بوسه ای داد به خونبهای من

طالع و بخت من نگر، قدر و بهای من ببین

سنبل زلفت آرزو کرده ام ای خجسته فال!

نقش و خیال مختلف، فکر خطای من ببین

(دامن وصل تو به کف بخت نداد و عمر شد

آتش جان گداز من باد و هوای من ببین)

وهم پرست را بگو، بگذر از این خیال و ظن

در رخ یار من نگر، روی خدای من ببین

بی سر و پای عشق شو همچو فلک نسیمیا

سر «الست ربکم » در سر و پای من ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
  2. شمارهٔ ۲۳۵ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
  3. شمارهٔ ۲۳۶عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
  4. شمارهٔ ۲۳۷ندا آمد به جان از چرخ پروین
  5. شمارهٔ ۲۳۸آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او
  6. شمارهٔ ۲۳۹زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او
  7. شمارهٔ ۲۴۰نگارا بی‌سر زلفت پریشانم، به جان تو
  8. شمارهٔ ۲۴۱عاشقم بر قامت رعنای تو
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.