پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین

چشم خرد باز کن در رخ یارم ببین

مصحف حق روی اوست حبل متین موی اوست

بیخرد و گمره است هر که نداند چنین

کیش من و دین من روز جزا این بود

کافر بیدین بود هر که ندارد یقین

خط رخت بی گمان خامه ایزد نوشت

هست یقینم درست، نیست گمانم در این

تشنه لبان را به حشر لعل لبش می دهد

روز قیامت نشان، چشمه ماء معین

طینت او را به لطف، حق به چهل صبحدم

کرده ز روز ازل بر ید قدرت عجین

تا بزند بر دلم تیر جفا غمزه اش

آن بت ابرو کمان کرده ز هر سو کمین

بیدل و بیدین شود گر بخورد جرعه ای

از می لعل لبش زاهد خلوت نشین

صوفی صافی کسی است آن که برآرد چو من

او به خرابات عشق، مست، چهل اربعین

گفت نسیمی روان هر که بخواند ز جان

بر نفسش هر زمان باد هزار آفرین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
  2. شمارهٔ ۲۳۶عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
  3. شمارهٔ ۲۳۷ندا آمد به جان از چرخ پروین
  4. شمارهٔ ۲۳۸آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او
  5. شمارهٔ ۲۳۹زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او
  6. شمارهٔ ۲۴۰نگارا بی‌سر زلفت پریشانم، به جان تو
  7. شمارهٔ ۲۴۱عاشقم بر قامت رعنای تو
  8. شمارهٔ ۲۴۲دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.