پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون

دیگر از شرمش عجب گر آفتاب آید برون

گر به جای خواب گیرد صورتش جا در نظر

دیده می شویم به خون، تا نقش خواب آید برون

هست همرنگ شراب اشکم مدام از خون دل

همچو خونابی که از چشم کباب آید برون

آنچنان مستم که گر فصاد بگشاید رگم

از عروق من به جای خون شراب آید برون

عکس رویش گر شبی چون شکل ماه افتد در آب

تا قیامت همچو ماهی، مه ز آب آید برون

متقی را وقت آن آمد که با یاد لبش

هر زمان از آستین جام شراب آید برون

نون ابرویش که کلک کاتب قدرت نوشت

هست حرفی کز بیانش صد کتاب آید برون

گر خیال چشم مستش در درون آرد امام

چون به مسجد در رود مست و خراب آید برون

از صدای ذکر سالوسان خودبین به بود

پیش حق صوتی که از چنگ و رباب آید برون

شربت وصل تو گفتم روزی ما کی شود

گفت آن دم کآب حیوان از سراب آید برون

پیش اهل دل شود روشن که خون ما که ریخت

گر نگار از خانه با دست خضاب آید برون

از خیال نظم دندانش نسیمی هر نفس

دیده چون بر هم زند در خوشاب آید برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
  2. شمارهٔ ۲۳۳عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین
  3. شمارهٔ ۲۳۴ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
  4. شمارهٔ ۲۳۵ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
  5. شمارهٔ ۲۳۶عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
  6. شمارهٔ ۲۳۷ندا آمد به جان از چرخ پروین
  7. شمارهٔ ۲۳۸آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او
  8. شمارهٔ ۲۳۹زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او
همه‌ی غزلیات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.